آخرین مقالات

هوش مصنوعی در دوراهی رشد اقتصادی و ترکیدن حباب سرمایه‌گذاری

گزارش از: تیم مانیرو

شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاران برای توسعه مراکز داده، خرید تراشه‌های پیشرفته و گسترش زیرساخت‌های پردازشی، منابع مالی قابل‌توجهی اختصاص داده‌اند.

هوش مصنوعی

هوش مصنوعی به یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر آینده اقتصاد جهان تبدیل شده است؛ فناوری‌ای که از یک‌سو با وعده افزایش بهره‌وری، تقویت رشد اقتصادی و ایجاد فرصت‌های جدید سرمایه‌گذاری، موجی از خوش‌بینی را در بازارها ایجاد کرده و از سوی دیگر، نگرانی‌ها درباره شکل‌گیری حباب سرمایه‌گذاری و پیامدهای احتمالی آن را افزایش داده است.

در شرایطی که بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری‌های جدید به توسعه زیرساخت‌های هوش مصنوعی اختصاص یافته، این پرسش مطرح است که آیا بازده اقتصادی این فناوری می‌تواند انتظارات فزاینده سرمایه‌گذاران را برآورده کند یا فاصله میان ارزش‌گذاری شرکت‌ها و سودآوری واقعی آنها، اقتصاد جهانی را با شوکی تازه مواجه خواهد کرد؟ این موضوع در نشست‌های سالانه صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی در بانکوک نیز مورد توجه قرار گرفت. کارشناسان و سیاستگذاران در این نشست‌ها، ضمن بررسی ظرفیت هوش مصنوعی برای افزایش رشد اقتصادی، درباره احتمال عقب‌ماندن بازده سرمایه‌گذاری‌ها از انتظارات بازار و پیامدهای اصلاح احتمالی قیمت دارایی‌ها هشدار دادند.

هوش مصنوعی؛ موتور جدید رشد اقتصادی

رونق هوش مصنوعی طی سال‌های اخیر به یکی از محرک‌های مهم سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی، به‌ویژه در ایالات متحده، تبدیل شده است. شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاران برای توسعه مراکز داده، خرید تراشه‌های پیشرفته و گسترش زیرساخت‌های پردازشی، منابع مالی قابل‌توجهی اختصاص داده‌اند. در همین حال، اقتصادهای آسیایی که در زنجیره تأمین تراشه، سرور و تجهیزات مراکز داده نقش دارند، از افزایش تقاضا برای این محصولات بهره‌مند شده‌اند.

این روند نشان می‌دهد که آثار اقتصادی هوش مصنوعی به شرکت‌های نرم‌افزاری و بنگاه‌های فناوری محدود نیست و به‌تدریج بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. افزایش تقاضا برای تجهیزات پردازشی، توسعه زیرساخت‌های دیجیتال و ورود سرمایه به صنایع مرتبط، برای برخی کشورها به منبع تازه‌ای از رشد اقتصادی و درآمدهای صادراتی تبدیل شده است.

با این حال، افزایش سرمایه‌گذاری به‌تنهایی نمی‌تواند تداوم رشد را تضمین کند. تحقق وعده‌های هوش مصنوعی به این بستگی دارد که کسب‌وکارها تا چه اندازه بتوانند از این فناوری برای افزایش بهره‌وری، کاهش هزینه‌ها و ایجاد درآمد پایدار استفاده کنند. اگر رشد سودآوری شرکت‌ها با سرعت مورد انتظار سرمایه‌گذاران همراه نشود، ممکن است ارزیابی بازار از ارزش این شرکت‌ها و چشم‌انداز صنعت هوش مصنوعی تغییر کند.

سه سناریو برای آینده اقتصاد جهانی در عصر هوش مصنوعی

چشم‌انداز اقتصادی هوش مصنوعی را می‌توان در قالب سه سناریوی اصلی بررسی کرد؛ مسیرهایی که هرکدام پیامدهای متفاوتی برای رشد اقتصادی، تورم، سرمایه‌گذاری و بازارهای مالی به همراه دارند.

سناریوی نخست؛ تحقق وعده‌های هوش مصنوعی و افزایش بهره‌وری

در خوش‌بینانه‌ترین سناریو، هوش مصنوعی به‌تدریج در بخش‌های مختلف اقتصاد گسترش پیدا می‌کند و با افزایش بهره‌وری نیروی کار، بهبود فرآیندهای تولید و کاهش هزینه‌ها، ظرفیت رشد اقتصادی را افزایش می‌دهد. در این شرایط، سرمایه‌گذاری‌های سنگین امروز در بلندمدت به افزایش درآمد و سودآوری منجر می‌شوند و منافع فناوری از شرکت‌های پیشرو فراتر می‌رود.

با این حال، حتی در این سناریو نیز دستیابی به نتایج مورد انتظار به زمان نیاز دارد. استقرار فناوری، تغییر ساختار کسب‌وکارها و تطبیق نیروی کار با ابزارهای جدید، فرآیندهایی هستند که لزوماً بلافاصله پس از سرمایه‌گذاری به افزایش بهره‌وری منجر نمی‌شوند. بنابراین، فاصله زمانی میان هزینه‌های اولیه و تحقق منافع اقتصادی همچنان یکی از چالش‌های مهم این مسیر خواهد بود.

سناریوی دوم؛ افزایش بهره‌وری همراه با فشارهای تورمی

در سناریوی دوم، هوش مصنوعی در نهایت به افزایش بهره‌وری منجر می‌شود، اما محدودیت عرضه تراشه‌ها، تجهیزات پردازشی و ظرفیت زیرساختی، هزینه توسعه این فناوری را در کوتاه‌مدت بالا نگه می‌دارد.

در چنین شرایطی، افزایش تقاضا برای تجهیزات و خدمات مرتبط می‌تواند فشارهای تورمی ایجاد کند و احتمال افزایش نرخ‌های بهره را بالا ببرد. در نتیجه، اقتصادها ممکن است پیش از آنکه به‌طور کامل از افزایش بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی بهره‌مند شوند، با هزینه‌های بالاتر تأمین مالی و محدودیت‌های رشد مواجه شوند.

به بیان دیگر، حتی اگر وعده‌های بلندمدت هوش مصنوعی محقق شوند، گذار به اقتصادی متکی بر این فناوری لزوماً بدون هزینه نخواهد بود. فشار بر منابع مالی، افزایش تقاضا برای زیرساخت‌ها و محدودیت‌های عرضه می‌توانند بخشی از منافع اولیه این تحول را تحت تأثیر قرار دهند.

سناریوی سوم؛ ناامیدی سرمایه‌گذاران و عقب‌نشینی بازار

در سناریوی بدبینانه، درآمد و سودآوری شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی با انتظارات بالای سرمایه‌گذاران همخوانی پیدا نمی‌کند. در این صورت، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران ممکن است در برنامه‌های توسعه‌ای خود تجدیدنظر کنند و بخشی از سرمایه‌گذاری‌های پیش‌بینی‌شده به تعویق بیفتد یا متوقف شود.

چنین تحولی می‌تواند ابتدا بازار سهام شرکت‌های فناوری را تحت فشار قرار دهد، اما پیامدهای آن احتمالاً به همین بخش محدود نخواهد ماند. کاهش سرمایه‌گذاری در ایالات متحده می‌تواند تقاضا برای تراشه‌ها و تجهیزات تولیدشده در اقتصادهای آسیایی را نیز کاهش دهد و از این مسیر بر تجارت جهانی اثر بگذارد. افت قیمت دارایی‌ها و تغییر مسیر جریان سرمایه نیز ممکن است نوسان بازارهای مالی و ارزها را تشدید کند.

برآورد مطرح‌شده در یکی از سناریوهای صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که ترکیدن حباب احتمالی هوش مصنوعی می‌تواند رشد اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۸ را تا ۱.۳ واحد درصد کاهش دهد. این رقم یک برآورد سناریویی است و نباید آن را پیش‌بینی قطعی آینده تلقی کرد؛ با این حال، ابعاد احتمالی پیامدهای یک اصلاح شدید در سرمایه‌گذاری‌های مرتبط با هوش مصنوعی را نشان می‌دهد.

چرا ریسک هوش مصنوعی فراتر از بازار سهام است؟

یکی از نگرانی‌های اصلی درباره رونق هوش مصنوعی، تمرکز بخش قابل‌توجهی از سرمایه‌گذاری‌ها و انتظارات رشد در تعداد محدودی از شرکت‌ها و صنایع است. هرچه نقش این شرکت‌ها در بازارهای مالی و زنجیره تأمین جهانی پررنگ‌تر شود، تغییر ناگهانی انتظارات درباره سودآوری آنها می‌تواند آثار گسترده‌تری بر اقتصاد داشته باشد.

در روزهای اخیر، نگرانی سرمایه‌گذاران درباره هزینه تأمین مالی و توانایی شرکت‌های فعال در حوزه هوش مصنوعی برای کسب سود، بر سهام برخی شرکت‌های نیمه‌رسانا و اوراق بدهی شرکت‌های تأمین‌کننده زیرساخت‌های هوش مصنوعی فشار وارد کرده است. همچنین، دو شرکت استرالیایی فعال در حوزه مراکز داده، برنامه‌های عرضه اولیه سهام خود را در شرایط نوسان بازار متوقف کردند.

این تحولات به‌تنهایی به معنای آغاز بحران نیستند، اما نشان می‌دهند که سرمایه‌گذاران نسبت به هزینه توسعه زیرساخت‌ها، سطح بدهی شرکت‌ها و زمان موردنیاز برای بازگشت سرمایه حساس‌تر شده‌اند.

اگر تردیدها درباره سودآوری صنعت هوش مصنوعی گسترش پیدا کند، اصلاح قیمت دارایی‌ها می‌تواند بر تأمین مالی شرکت‌ها، تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و اعتماد بازار اثر بگذارد. در چنین شرایطی، ریسک اصلی صرفاً افت ارزش سهام نیست؛ مسئله مهم‌تر، احتمال انتقال شوک از بازارهای مالی به اقتصاد واقعی است.

کاهش سرمایه‌گذاری، افت تقاضا برای تجهیزات و خدمات و افزایش هزینه تأمین مالی می‌تواند شرکت‌ها و کشورهایی را نیز تحت تأثیر قرار دهد که مستقیماً در مرکز صنعت هوش مصنوعی قرار ندارند. به همین دلیل، پیامدهای یک اصلاح شدید در این بازار ممکن است از محدوده شرکت‌های فناوری فراتر برود و بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی را درگیر کند.

تهدید تازه برای ثبات مالی؛ حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی

در کنار ریسک‌های سرمایه‌گذاری، گسترش هوش مصنوعی می‌تواند خطرات تازه‌ای برای امنیت سایبری و ثبات نظام مالی ایجاد کند. ابزارهای پیشرفته این فناوری ممکن است توانایی مهاجمان را برای طراحی و اجرای حملات پیچیده‌تر افزایش دهند؛ حملاتی که در صورت هدف قرار دادن بانک‌ها، زیرساخت‌های پرداخت یا نهادهای مالی مهم، می‌توانند پیامدهایی فراتر از خسارت به یک سازمان داشته باشند.

در همین زمینه، صندوق بین‌المللی پول درباره تهدید حملات سایبری تقویت‌شده با هوش مصنوعی برای ثبات مالی هشدار داده است. بر اساس گزارشی که در جریان تحولات اخیر مطرح شد، هکرها در اوایل اکتبر با استفاده از یک برنامه هوش مصنوعی چینی به بانک‌های بزرگ کره جنوبی حمله کردند و اطلاعات شخصی ۶۸ هزار نفر را به سرقت بردند.

این نمونه نشان می‌دهد که ریسک هوش مصنوعی صرفاً به میزان سرمایه‌گذاری یا ارزش‌گذاری شرکت‌های فناوری مربوط نیست. وابستگی روزافزون اقتصاد به زیرساخت‌های دیجیتال، ضرورت تقویت امنیت سایبری، مدیریت ریسک عملیاتی و افزایش آمادگی نهادهای مالی برای مقابله با حملات پیشرفته را بیشتر کرده است.

در صورت گسترش چنین تهدیدهایی، خسارت‌های احتمالی می‌تواند اعتماد عمومی به خدمات مالی را کاهش دهد و هزینه‌های عملیاتی بانک‌ها و سایر نهادهای اقتصادی را افزایش دهد. از این رو، مدیریت ریسک‌های امنیتی باید همزمان با توسعه و گسترش استفاده از هوش مصنوعی در دستور کار قرار گیرد.

سیاستگذاران چگونه باید دوره گذار را مدیریت کنند؟

گسترش هوش مصنوعی، سیاستگذاران را با دو ضرورت همزمان روبه‌رو کرده است: از یک‌سو، ایجاد موانع غیرضروری در مسیر نوآوری می‌تواند فرصت‌های رشد و افزایش بهره‌وری را محدود کند و از سوی دیگر، نادیده گرفتن ریسک‌های مالی و امنیتی ممکن است هزینه‌های سنگینی برای اقتصادها به همراه داشته باشد.

در این شرایط، ارزیابی دقیق‌تر ریسک‌های مالی، افزایش شفافیت درباره منابع تأمین مالی پروژه‌های بزرگ، نظارت بر بدهی شرکت‌ها و تقویت تاب‌آوری زیرساخت‌های دیجیتال اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. همچنین، بهره‌برداری گسترده از ظرفیت هوش مصنوعی به سرمایه‌گذاری در آموزش نیروی کار و فراهم کردن زمینه سازگاری کسب‌وکارها با فناوری‌های جدید نیاز دارد.

با این حال، سیاستگذاری مؤثر به معنای تلاش برای حذف تمام ریسک‌ها نیست. بخشی از عدم‌قطعیت‌های موجود از ماهیت یک فناوری در حال تحول ناشی می‌شود و نمی‌توان سرعت گسترش یا میزان بازده اقتصادی آن را با اطمینان کامل از پیش تعیین کرد.

هدف اصلی باید ایجاد چارچوبی باشد که در آن نوآوری امکان رشد داشته باشد و در عین حال، خطرهای قابل‌شناسایی برای بازارهای مالی و اقتصاد واقعی کنترل شوند. ایجاد چنین تعادلی می‌تواند به کاهش احتمال شکل‌گیری بحران‌های گسترده کمک کند، بدون آنکه مسیر توسعه فناوری و بهره‌گیری از ظرفیت‌های آن مسدود شود.

قمار بر سر هوش مصنوعی؛ رشد پایدار یا حباب اقتصادی؟

هوش مصنوعی اکنون در نقطه تلاقی دو انتظار بزرگ قرار گرفته است: امید به افزایش بهره‌وری و رشد اقتصادی از یک‌سو و نگرانی از انباشت سرمایه‌گذاری‌های پرهزینه و شکل‌گیری حباب دارایی‌ها از سوی دیگر.

سرمایه‌گذاری‌های گسترده در این حوزه می‌تواند زیرساخت‌های رشد آینده را فراهم کند، اما نتیجه نهایی به این بستگی دارد که فناوری با چه سرعتی در اقتصاد گسترش پیدا کند و چه میزان ارزش اقتصادی واقعی ایجاد کند. کریستالینا جورجیوا، مدیرعامل صندوق بین‌المللی پول، نیز در اشاره به فاصله میان انتظارات و واقعیت تأکید کرده است که تحقق منافع هوش مصنوعی به زمان نیاز دارد.

از این منظر، اگر سرمایه‌گذاران انتظار داشته باشند بازده این فناوری بلافاصله ظاهر شود، تأخیر در دستیابی به نتایج می‌تواند به ناامیدی و عقب‌نشینی سرمایه منجر شود؛ حتی اگر منافع بلندمدت هوش مصنوعی در نهایت محقق شوند.

بنابراین، پرسش اصلی دیگر صرفاً این نیست که آیا هوش مصنوعی اقتصاد جهان را متحول خواهد کرد یا نه؛ مسئله این است که آیا بازارها، شرکت‌ها و سیاستگذاران می‌توانند میان سرعت سرمایه‌گذاری، زمان لازم برای تحقق افزایش بهره‌وری و ریسک‌های احتمالی توازن برقرار کنند.

پاسخ به این پرسش تعیین می‌کند که موج کنونی هوش مصنوعی به سکوی رشد پایدار تبدیل خواهد شد یا اصلاح انتظارات و عقب‌نشینی سرمایه‌گذاران، هزینه‌ای فراتر از صنعت فناوری بر اقتصاد جهانی تحمیل خواهد کرد.